خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب استهلاک ما عجبی نیست زندگی عجب است
۲
من از ادب نشمارم سگ درت خود راکه آدمش نشمارند هرکه بی ادب است
۳
اگرچه خاک شدم رخ متاب ای خورشیدکه ذره ذره غبارم هنوز در طلب است
۴
به مجلسی که بود هزار دل پرخونچه جای ساغر عیش و پیاله طرب است
صفحهٔ ۱ از ۲