شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی استآنهم از سایه اقبال تو ای سرو سهی است
۲
بهر جان هر که دم از بی گنهی زد بکششچه گناهش بتر از دعوی این بی گنهی است
۳
پادشاهان همه شب پاس درت میدارندپاسبانی بسر کوی بتان پادشهی است
۴
ایکه در بند بتانی ز جفا داد مزنزانکه رسم و ره اینطایفه بی رسم و رهی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth