خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده استبوی بهشت در همه عالم دمیده است
۲
صبح است و جامه چاک زدی درمی صبوحصبحی چنین ز جیب فلک کم دمیده است
۳
حور و فرشته را اگر از جان سرشته اندبوی محبت از گل آدم دمیده است
۴
در حیرتم ز مهر خطت از دل رقیبکز سنگ خاره سبزه خرم دمیده است
صفحهٔ ۱ از ۲