شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوستعاشق آنست که محروم بود از در دوست
۲
گر فلک هر دو جهان در نظرم عرض کنددر دلم نقش نبندد بجز از پیکر دوست
۳
برو ایخواجه مگو از سر یوسف بگذرزانکه مویی بدو عالم ندهم از سر دوست
۴
زخم دلدار به از رحم رقیب است مراخوشتر از مرهم اغیار بود نشتر دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth