شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان من مسکین که گرفتار غم اوستموقوف بیک گوشه چشم کرم اوست
۲
ما مست جفاییم و نخواهیم زساقیهر جرعه که بی چاشنی زهر غم اوست
۳
عمری است که در مدرسه از فکر دهانشبحث همه اثبات وجود و عدم اوست
۴
جز دردل ما صورت او نقش نبنددکاین آینه غیب نما جام جم اوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth