خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل جگر سوخته از جان سیه بخت من استجان هم آغشته بخون از دل جان سخت من است
۲
صورت حال چه پوشم که عیانست مراهرچه در آینه خاطر یک لخت من است
۳
شمع روی تو که در خرمن گل آتش زدبرق او را چه غم از سوختن رخت من است
۴
خسرو وقت خود و بنده درگاه توامخشت در تاج سر و خاک درت تخت من است
صفحهٔ ۱ از ۲