خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردون که کین اهل نظر در نهاد اوستاسباب نامرادی ما بر مراد اوست
۲
ساغر بغیر داد مرا زهر غم دهدپیش که داد یار برم دار داد ازوست
۳
می خوردنم بیاد لبش بود وین زمانخون دلی که میخورم آنهم بیاد اوست
۴
امروز در دلم گرهی از غم است سختکو ناو کی که چشم دلم بر گشاد اوست
صفحهٔ ۱ از ۲