شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمال شمع چو خورشید عالم افروزستستاره سوخت پروانه سیه روزست
۲
لبت که آب حیات است ببر تشنه لبانببخت من چو رسید آتش جگر سوزست
۳
اگر چه لاله حسرت دمید از گل ماهنوز داغ تو بر جان حسرت اندوزست
۴
بغیر بخت بد خود شکایت از که کنم؟که مهربان من از بخت من بد آموزست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth