خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام زخم که بر من ز دلستانی نیستکدام خاک کش از خون ما نشانی نیست
۲
بخوشدلی نه که خاموشم از تو چون صورتهزار غم ز تو دارم مرا زبانی نیست
۳
مراست جانی و خواهم به پات افشاندنچو باورت نشود به ز امتحانی نیست
۴
چو قتل خویش کنم التماس روی متابهمین سخن بتو داریم داستانی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲