خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیسی دم ما همدم اگر نیست غمی نیستما را غم آن کشت که با ماش دمی نیست
۲
ای ابر کرم مرحمتی کن که درین راهجز اشک من تشنه جگر هیچ نمی نیست
۳
گر وصل تو جویم بگدایی مکنم عیبدرویشم و در ملک تو صاحب کرمی نیست
۴
با درد تو صد شکر بود صاحب دردشبی درد کند شکر که او را المی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲