شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان من در دوستی نامهربان می‌بینمتآنچه بودی پیش ازین اکنون نه آن می‌بینمت
۲
با من دل‌خسته تا درسر چه داری از جفاکاینچنین ای شوخ با خود سرگران می‌بینمت
۳
گرچه ای مقصود دل گویی که در یاری ترااین چنین یارم ولی کم آنچنان می‌بینمت
۴
جور خلقی می‌کشم تا پا به کویت می‌نهمجان به لب می‌آیدم تا یک زمان می‌بینمت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth