خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سرو هرگه از نظر من گذشته استگویی که تیری از جگر من گذشته است
۲
دامان ناز بر زده چون سرو میرودگویی ز جوی چشم تر من گذشته است
۳
بر بیستون ز تیشه فرهاد کی گذشتآنها که از غمش بسر من گذشته است
۴
چون سایه سوخت از اثر آتش دلمخورشید اگر برهگذر من گذشته است
صفحهٔ ۱ از ۲