شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بمسجد گذری با این رخ و آن چشم مستکافرم گر صد مسلمان را نسازی بت پرست
۲
عاقبت از هستی خد بگسلد ای آفتابهرکه همچون ذره دل بر رشته مهر تو بست
۳
کردیم هندوی چشم آیینه دار روی غیرروسیاهش کردی و آیینه اش دادی بدست
۴
فتنه روز قیامت سرزند از خاک منبر سر خاکم دمی چون سرو اگر خواهی نشست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth