شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر مغان گدای درش همچو ما بسی استما خود کسی نه ایم ولی پیر ما کسی است
۲
گر بهر دوست کوهکنی مرد قصه چیستدر وادی محبت ازین کشته ها بسی است
۳
هرگل که نیست بوی وفا دارییی در اوگر هم گل بهشت بود پیش ما خسی است
۴
بادا فدای قامت طوبی خرام اوهرجا که سرونازی و شمشاد نورسی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth