شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم استکه با وجود لبش آب زندگی عدم است
۲
گناه کاسه زدن شیخ را چو غنچه نهانگناه ماست که چون لاله بر سر علم است
۳
گدای پیر مغنم به خانقه چه روم؟اگرچه می همه جا هست بحث بر کرم است
۴
ز دلبران همه عاشق کشی ستم دانندولی تو عاشق خود گر نمی کشی ستم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth