شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا چو شبنم از آن مایه حیات کم استکه آفتاب مرا با من التفات کم است
۲
چرا چو آب حیات از لبم نبخشی جانمگر دهان تو از چشمه حیات کم است
۳
زکوه میوه خوبی چو جستم از دهنتلب تو گفت که این میوه را زکوه کم است
۴
بخنده شکر لعلت نبات را بشکستبدین حلاوت لب کوزه نبات کم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth