خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت مستی چون عرق از روی دلجوی تو خاستچشمه آب حیات از هر بن موی تو خاست
۲
هرکه روزی عشق کشتش زنده شد در کوی توشور و غوغای قیامت در سر کوی تو خاست
۳
گرچه صد جان از غبار خط مشکین تو سوختکی غبار خاطری ز آیینه روی تو خاست
۴
با وجود آنکه می سوزم ز آه خود خوشمکز نسیم آهم ای مشکین نفس، بوی تو خاست
صفحهٔ ۱ از ۲