خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی استشستن دامن ز می غایت تر از دامنی است
۲
به که نگردد رقیب دوست که این دیو رهدشمنی اش دوستی دوستی اش دشمنی است
۳
سوختگان را مبین خوار که آن شاه حسنشب همه شب تا سحر همنفس گلخنی است
۴
خیز و به میخانه کش رخت که در خانقهدر سر پیران ره وسوسه رهزنی است
صفحهٔ ۱ از ۲