خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار اگر زان رقیبان و گرزان من استگنج مهر او که مقصودست در جان من است
۲
آب حیوان کز لطافت مرده را جان میدهدگر خرامد بر زمین سرو خرامان من است
۳
در جهان یک روز اگر طوفان نوح افتاده استدمبدم در کوی او از گریه طوفان من است
۴
زین چمن هرجا گل عیشی است در دست کسی استهرکجا خاری بود دستش بدامان من است
صفحهٔ ۱ از ۲