خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوختدر هرکه زد آتش رخ او جان مرا سوخت
۲
گفتم که چرا سوختی ام خنده زنان گفتاز شمع نپرسند که پروانه چرا سوخت
۳
آنکس که زند طعنه بمن ز آتش عشقشاورا خود ازین آتش جانسوز کجا سوخت
۴
آن مه دل من سوخت چه در هجر و چه در وصلاین بین که مرا طالع خود در همه جا سوخت
صفحهٔ ۱ از ۲