شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نالهٔ من جان غم‌پرورد می‌داند که چیستزخم دل سخت است صاحب درد می‌داند که چیست
۲
مست ناز است آن بت سنگین‌دل فارغ ز عشقکافرم گر آه گرم و سرد می‌داند که چیست
۳
گرچه لیلی همچو مجنون چاشنی از عشق یافتعاشقی لیلی چه داند مرد می‌داند که چیست
۴
موجب وصل طبیب ماست روی زرد ماخسته دل قدر روی زرد می‌داند که چیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth