شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدنداز درد سر خلق کناری طلبیدند
۲
هرکس که درین بادیه کشته چو مجنونهر پاره او در سر خاری طلبیدند
۳
راه همه در معرکه عشق بتان نیستکاین قوم ز صد خیل سواری طلبیدند
۴
می باد گران خور که مرا پاس تو کارستدر کوی تو هرکس پی کاری طلبیدند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth