شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده‌اندگاهم به سنگ تفرقه از پیش رانده‌اند
۲
ما دل نمی‌بریم که شاهان چو باز خودکس را نرانده‌اند که بازش نخوانده‌اند
۳
ما را چو چشم خویش حریفان بی‌وفامخمور و ناتوان به کناری نشانده‌اند
۴
تا داده‌اند جرعهٔ جامی ز لعل خویشخوبانِ عشوه‌ساز به جانم رسانده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth