خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماندوان چاشنی چو شیره جان در مذاق ماند
۲
نیک اختران بر اوج شرف همچو آفتاببخت ستاره سوخته در احتراق ماند
۳
من ترک دین گرفتم و یکرنگ بت شدمزاهد نبود یکدل از آن در نفاق ماند
۴
جان در هوای کوی تو از من برید دلتا حشر در میان من و جان فراق ماند
صفحهٔ ۱ از ۲