شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو آفتابی و شوق تو ناتوانم کردنمیرسد بتو دستم چه میتوانم کرد
۲
چه همت است ز جانبخشی فلک بر منکه چون تو آفت (جانرا) بلای جانم کرد
۳
ز نرگس تو چگویم که تا سخن کردمبعشوه کرد نگاهی که از زبانم کرد
۴
ز شوق کعبه مقصود اینقدر رفتمکه خار باد بهاری در استخوانم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth