شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماندمشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند
۲
خانه ناموس کندم از پی گنج مرادآن نیامد عاقبت در دست و این ویرانه ماند
۳
شمع چندان سر کشید از ناز کز برق فناخود نماند و داغ حسرت بر دل پروانه ماند
۴
ساغر عشرت شکست و هر کسی راهی گرفتعاشق افتاده دل در گوشه میخانه ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth