شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فراخ دستی گل داد عیش و مستی دادشکست کار دل غنچه تنگدستی داد
۲
بهم عنانی عقل از غم جهان که رهد؟خوش آنکه در غم عالم عنان بمستی داد
۳
مکش ز دار فنا سر ز پستی همتکه سر بلند نشد هرکه تن به پستی داد
۴
فغان من چه عجب زان دهان که پیدا نیستز نیستی است فغان کس نزد ز هستی داد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth