خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشادچشم دیگر ز تماشای تو بر هم ننهاد
۲
مگر آن لحظه رقیب تو زمن پوشد چشمکه رود خاک وجود من دلخسته بباد
۳
آنچنان شادم از آنشب که بخوابت دیدمکه نمیآیدم از شادی آن خواب بیاد
۴
یارب آن آهوی مشکین بیابان امیدکس چو مجنون تو گمگشته ببوی تو مباد
صفحهٔ ۱ از ۲