شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزدکه ز سوزش دگری جامه بتن چاک نزد
۲
پر گرانجان مشو ایخواجه که روح الله همتا سبکروح نشد پای بر افلاک نزد
۳
کشته صید گه عشق سرافراز نشدتا سرش دست بر آن حلقه فتراک نزد
۴
کس چراغی شب غم بر ره مجنون ننهادتا ز سوز دل خود شعله بخاشاک نزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth