خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه سود کوشش اگر دوست کام ما ندهدبسعی خود چه توان کرد اگر خدا ندهد
۲
جلای آینه سینه از خراش دل استکه بی خراش دل عاشقی صفا ندهد
۳
در آنکه سوز دلی نیست یادم گرمیکسش نصیحت خود همچو شمع جا ندهد
۴
چو مرغ وحشی ام از باغ دهر بیگانهکه نوبهار جهان بوی آشنا ندهد
صفحهٔ ۱ از ۲