شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه هر دل کز نوا دم زد قبول دلنواز افتدسر محمود میباید که در پای ایاز افتد
۲
اگر از بام عرش افتد سرم بر خاک راه توز شادی برجهد از جای و در پای تو باز افتد
۳
سگانت بر نیاز نازنینان نازها دارندمباد آنروز کایشانرا بناز کس نیاز افتد
۴
تو را هر گه که میبینم چراغ مجلس یارانچو شمع از رشک مغز استخوانم در گداز افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth