خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه شد سامان طلب پیوسته دردسر کشدوقت آن دیوانه خوش کش دردسر کمتر کشد
۲
ساربان گرم ازچه رانی محمل لیلی چنیننرم ران چندانکه مجنون خاری از پا درکشد
۳
ساقیا غافل مباش از حال خاموشی که اوپرکند ساغر ز خون دیده و دم در کشد
۴
چون مرا از دیدن آن شوخ بیم مردن استآه اگر روزی بقصد کشتنم خنجر کشد
صفحهٔ ۱ از ۲