خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب که شمع شبی در سرای من سوزدمن آن نیم که کسی از برای من سوزد
۲
مجال خواب چو شمعم بهیچ پهلو نیستز بسکه داغ تو سر تا بپای من سوزد
۳
چنین که آتش آهم زبانه زد ترسمکه آه من دگری را بجای من سوزد
۴
اگر فرو نخورم ناله در جگر بیم استکه همدمان مرا ناله های من سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲