شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه آه از جان زار من برآمدکه دود از روزگار من برآمد
۲
ربودند از من مجنون غزالیکه عمری در کنار من برآمد
۳
مگر باد صبا ز آن سو گذر کردکه مشکین بوی یار من برآمد
۴
عجب نبود که گرد از من برآمدچنین کز جا سوار من برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth