خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گویند شب جمعه مخور می که غم آرداین هیچ تعلق به شب جمعه ندارد
۲
آبی اگر از می به رخ کار نیارماز خاک تنم لشکر غم گرد برآرد
۳
کار دل ما راست شد از زلف کج دوستآن کار مبادا که خدا راست نیارد
۴
بحر اینهمه طوفان نکند همچو تو ای چشمابر اینهمه مانند تو سیلاب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲