شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز آشنایی من کاخرش جدایی بودجدا ز جان شده ام این چه آشنایی بود
۲
بصبح وصل ندادم فلک امان ور نهشب سیاه مرا وقت روشنایی بود
۳
زمانه بامن بد روز بیوفایی کردمگو که یار مرا میل بیوفایی بود
۴
مرا ز صومعه زد راه و در کنشت آوردخوشم که ره ز دلش عین رهنمایی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth