شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن گل چو شمع بر من مدهوش میزندخونم ز شوق تیغ دگر جوش میزند
۲
چون شمع هرکه سوخته شد دل نهد به نیشخام است عاشقی که دم از نوش میزند
۳
هم خود مگر ز لطف بفریاد من رسدزین زخمها که بر من خاموش میزند
۴
گفتی مرو ز هوش بوصلش، چنان کنمکاول بیک کرشمه ره هوش میزند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth