خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر نوروزی چو گل را بر ورق شبنم زندغنچه تر سازد دماغ و خنده بر عالم زند
۲
ای رقیب این جور تا کی کآخر اندر خرمنتدود آه شب نشینان آتش ماتم زند
۳
گریه حسرت ز حد شد ساقیا ساغر بیارترسم این طوفان محنت عالمی بر هم زند
۴
ز آتش عشقت ملک را جان چو ما هرگز نسوختآه کاین برق بلا در خرمن آدم زند
صفحهٔ ۱ از ۲