شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بودخوش بود صورت پرستی گر بدین معنی بود
۲
من ز آب و رنگ حسن ساقی خود یافتمآنچه فیض آب خضر و آتش موسی بود
۳
گو بمیر افسرده دل کاین نکته با من شمع گفتهر که از داغی نسوزد مردنش اولی بود
۴
زان خوشم با کنج غم کز رشک غیر آسوده امدوزخی کاسوده باشم جنت اعلی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth