خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی نیاز ما همه دم بر زمین بودهر کو نیازمند بتان شد چنین بود
۲
در خاک کشتگان غم از داغ حسرتتصد دوزخ نهفته بزیر زمین بود
۳
ای بحر نسبت تو کجا اشک ما کجامارا هزار همچو تو در آستین بود
۴
دل خوشه چین خرمن حسنت چو شد مرنجدر خرمنی چنین چه غم از خوشه چین بود
صفحهٔ ۱ از ۲