خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بوددر باغ جهان میوه مقصود همین بود
۲
در کعبه و بتخانه در من نگشادندمارا همه جا بخت بدخویش قرین بود
۳
دل گوشه تنگی است ولی وقف غم تستتا بود غمت در دل ما گوشه نشین بود
۴
لب بسته ام از شکر و شکایت که رخ توهم راحت جان آمد وهم آفت دین بود
صفحهٔ ۱ از ۲