خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شام غم دلخستگان را بیتو جان بر لب رسدتیره گردد روز بیماران چو وقت شب رسد
۲
از تب غم چون نگریم یا نسوزم همچو شمعچون به مغز استخوانم آتش آن تب رسد
۳
کی به چشم من رسد از خاک پایت سرمهایچشم میدارم که گردی از سم مرکب رسد
۴
یار مهمانست ساقی بده کاین فرصتی استکی دگر در خانه بخت من این کوکب رسد
صفحهٔ ۱ از ۲