شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دیده رفت و از دل پر خون نمیروددر دل چنان نشسته که بیرون نمیرود
۲
پندم مده که گر همه عالم کنند سعیسودای لیلی از دل مجنون نمیرود
۳
از آتش فراق دل عالمی بسوختدود دلی عجب که به گردون نمیرود
۴
از آب دیده مدعی ام منع میکندمن عیب خود کنم که چرا خون نمیرود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth