خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتادتا ملک حسن از او شد مهر از میان بر افتاد
۲
حسنش که بود پنهان برقع فکند ناگهشور از جهان بر آمد عشق نهان بر افتاد
۳
تا خانه کرد آن مه در کوچه خراباتبسس خانمان فروشند بس خاندان بر افتاد
۴
باران عشق آمد پایم بگل فروشدسیل بلا بر آمد بنیاد جان بر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲