خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سودمیزنی سنگم چه بگریزم پشیمانی چه سود
۲
اینزمان آیینه بی گر دست بنما روی دلورنه آنروزی که گردش گرد بنشانی چه سود
۳
بر فقیران چون گشایی گوشه چشم از کرمگر گره بر روزنی از چین پیشانی چه سود
۴
منکه عمری سوده باشم چهره بر خاک رهتگر بدامن گردی از رویم بیفشانی چه سود
صفحهٔ ۱ از ۲