خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوخی که می نخورده دل خلق خون کندوای آنزمان که چهره ز خون لاله گون کند
۲
گوید مجوی وصلم و نظاره هم مکنپس عاشقی که دل بکسی داد چون کند؟
۳
خواهد به خشم و ناز کند کم محبتمغافل که این کرشمه محبت فزون کند
۴
آه از بتی که در دل سختش اثر نکردآهی که رخنه در جگر بیستون کند
صفحهٔ ۱ از ۲