خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آتشپاره ام ، از در درآمد خانه گلشن شدچه آتشپاره کز رویش چراغ دیده روشن شد
۲
خیال دانه خالش من از دل چون کنم بیرونکه آن تخم بلایکدانه بود امروز خرمن شد
۳
ملامت تا به کِی ، زاهد قیامت سر نخواهد زدکه از بهر بتان ، چون من مسلمانی برهمن شد
۴
به کنج غم نماند از من بغیر از ذره خاکیکه آنهم باغبار آه من بیرون ز روزن شد
صفحهٔ ۱ از ۲