خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شودهر کجا در گیرد آتش سوزاو روشن شود
۲
یارمیباید که باشد، خانه گو ویرانه باشزانکه گر گلخن بود از روی او گلشن شود
۳
عشقبازان را بدل باری که خوانندش بلادانه مهری بود پرورش خرمن شود
۴
شوخ خونخواری که هر کس دید آهی میکشدآه از آنجانی که آن خونخواره را مسکن شود
صفحهٔ ۱ از ۲