خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزدز غیرت بر سراپای تنم رگهای خون خیزد
۲
دلم خرم نمی گردد و گر گردد چنان نبودنخیزد سبزه زین وادی وگر خیزد زبون خیزد
۳
نباشد خوش فغان و گریه بی جایگه لیکنچه درمان چون مرا اینها ز زخم اندرون خیزد
۴
حذر کن ای رقیب من که گشتم زین پریرویانسگ دیوانه یی کز ناله ام بوی جنون خیزد
صفحهٔ ۱ از ۲