شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناقه لیلی که سر در کوه و هامون می‌کنددر بن هر خار جستجوی مجنون می‌کند
۲
گوش بر افسانه من خلق را دفع ملالاین حکایت‌ها که من دارم جگر خون می‌کند
۳
زنده‌ام من از غم دل پس دلی کو بی‌غم استیارب او زندگانی در جهان چون می‌کند
۴
خار خارم می‌دهی از رشک زان دورم که توبا تو بودن جان من در دل افزون می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth